مؤلف مجهول
145
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
در تاريخ بيهقى آمده است : « و امير از باغ به دوكانى رفت و به شراب بنشست و روزى نيكو بپايان آمد » ( ص 497 ) . ( 61 ) ص 93 ، س 7 كريجك : مخفف كريج ، خانهاى كوچك باشد و خانهء كوچكى كه از نى و علف سازند ( برهان قاطع ) . در تفسير كمبريج آمده : « گفت بدان كريجك خويش خواهم شد » . تفسير كمبريج ( ورق 206 ) سنايى در حديقه مىگويد : همه عالم سراى و بستانست * اين كريجك بتر ز زندانست ( حديقه سنايى ، ص 416 ) ( 62 ) ص 93 ، س 8 به رسيدن : تمام شدن ، به آخر رسيدن . در تفسير سوره يوسف آمده : « گفت بگير و در كار خويش صرف كن و چون اين برسد از من طلب كن » ( تفسير سوره يوسف ، ص 28 ) . نيز نگاه كنيد به متون زير : تاريخ بلعمى ، ص 217 ؛ تاريخ بيهقى ، ص 184 - 196 - 680 ؛ سياستنامه ، ص 151 - 230 - 171 - 305 ؛ قصص الانبياء ؛ ص 58 - 259 ؛ ديوان فرخى ، ص 107 ؛ قصص قرآن مجيد ، ص 44 - 66 - 68 - 76 ؛ اسرار التوحيد ، ص 35 - 190 - 205 ؛ تفسير قرآن كريم ، ص 56 - 194 - 217 - 309 - 377 ؛ كيمياى سعادت ، ص 603 - 653 - 731 ؛ نامههاى عين القضات ، ص 23 - 75 - 170 و . . . تذكرة الاولياء ، ج 1 ؛ ص 162 - 216 ؛ ج 2 ، ص 161 - 174 - 276 ؛ مرزباننامه ، ص 108 - 208 . ( 63 ) ص 94 ، س 10 وقت قيلوله : هنگام خواب چاشتگاه . در تفسير قرآن كريم ابو بكر عتيق سورآبادى ، چنين آمده : « و گفتهاند وقت قيلوله بود گرمگاهان ، كه شهر غافل بودند » ( ص 159 ) . اين شاهد از سير الملوك است : « پس نيم روزى به وقت قيلوله ، خلق همه خفته بودند و سراى خالى بود » ( سير الملوك ، ص 48 ) . در آداب الحرب چنين است : « و اگر تابستان بود ميان روز بود به وقت گرمگاه ، به وقت قيلوله . . . » ( آداب الحرب ، ص 306 ) و نگاه كنيد به : ترجمه تفسير طبرى ، ص 1731 ؛ تاريخ بيهقى ، ص 122 - 518 ؛ سياستنامه ، ص 113 . ( 64 ) ص 95 ، س 6 دربايست : حاجت ، نيازمندى ، ضرورى ( فرهنگ معين ) و به اين معنى « بايست » هم آمده است . ابو الفضل بيهقى چنين مىگويد : « و برادر را آنچه در بايست وى باشد و خداوند فرمايد مىفرستد » ( تاريخ بيهقى ، ص 243 ) . در اسرار التوحيد به تكرار آمده است : « گفت بردار چندانك دربايست است » ( اسرار التوحيد ، ص 79 ) . و يا اين مثال از اسرار التوحيد : « . . . كه يك درم سيم نه دربايست بود و نه زيادت آمد » ( ص 79 ، س 9 ) . نيز نگاه كنيد به : ترجمهء تفسير طبرى ،